لطف الله بن عبد الكريم كاشانى

مقدمهء مصحح 17

تحفة الدستور ( فرهنگ اعداد كلمات ) ( فارسى )

مير رفيع الدين حيدر است و به نسخهء ديگرى از آن تا آنجا كه آگاهم در فهرست نسخ خطى كتابخانه‌هاى ايران معرفى نشده است بايد يقين داشته باشيم كه نسخه يا نسخه‌هايى از آن بايد در كتابخانه‌هاى هند وجود داشته باشد ، به هر صورت نگارنده اعتقاد راسخ دارد كه لطف الله كاشانى تأليفش را برپايهء فرهنگ اعداد الفاظ مير رفيع الدين حيدر قرار داده و به صورت فرهنگ حاضر درآورده است بدون اينكه نامى از سلف نامدار و بزرگ و مشهور همشهرى خويش برده باشد ؟ تعريف حروف ابجد و شيوهء محاسبهء واژه‌ها حروف ابجد برپايهء سه بخش : يكان ( - آحاد ) ، دهگان ( - عشرات ) ، صدگان ( - مآت ) و يك حرف هزار قرار دارد . ترتيب حروف ابجد را با واژه‌هاى قراردادى : ابجد ، هوز ، حطى ، كلمن ، سعفص ، قرشت ، شخذ ، ضظغ خوانده مىشود كه حروف يكان به ترتيب از عدد ( 1 ) آغاز و به عدد ( 9 ) پايان مىپذيرد . و حروف دهگان به صورت ده ده است و دهگان از عدد ( 10 ) آغاز و به عدد ( 90 ) تمام مىشود و صدگان به صورت صدصد است و از صد آغاز و به ( 900 ) ختم مىگردد . يكى هم عدد ( 1000 ) كه حرف پايان حروف ابجد يعنى حرف « غ » است . همچنانكه بو نصر فراهى در نصاب الصبيان در قالب دو بيت زير ترتيب عددى حروف ابجد را بيان مىدارد : يكان شمار ز ابجد حروف تا حطّى * پس آنگه از كلمن ده ده است تا سعفص و ليك از قرشت تا ضظغ شمر صدصد * به غين چون برسى يك هزار دان مخلص حروف بيست و هشت‌گانهء مذكور همان حروف مشترك عربى و فارسى است كه زبان فارسى چهار حرف : « پ » ، « چ » ، « ژ » و « گ » را اضافه دارد . تا پايان سدهء نهم وجه مشخّصه‌اى براى تميز دادن و تفكيك كردن حروف چهارگانهء فارسى نبود و وجه تميز دادن آن به عهدهء خوانندهء متن بود كه با توجه به معنى متن : مثلا واژهء « بدر » را « به + در » بخواند و يا آن را به همان معنى « هلال ماه » بخواند و يا « بدر » را